جهان موسیقی

بزرگان موسیقی جهان

The World Of Music

 

         دانلود             عكس             زندگينامه            اخبار 

 

 

 

 

 

welcom to weblog 

 


This is a Heading


This is a paragraph

 


Email: Sina_crux@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 0:51  توسط سینا  | 

آخرین آلبوم های خارجی منتشر شده

 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 

برای مشاهده ی آلبوم های قبلی به ادامه ی مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 0:49  توسط سینا  | 

صدای انسان و آواز خوانی

 

در گذر تاریخ،آواز خواندن متداول ترین و ملموس ترین شیوه ایجاد موسیقی بوده است.درام یونان باستان در بر دارنده ترانه خوانی های دسته جمعی بود و به گواهی کتاب مقدس، موسی ، مریم مقدس و قوم بنی اسراییل نیز سرود های در ستایش پروردگار می سراییدند.تبادل احساس میان آوازخوان و شنونده اندک مایه ای از جادو دارد و چیزی بی واسطه و محسور کننده است.دلیل آن شاید همسان پنداری شنونده با آوازخوان باشد. به سبب توانایی بی همتای صدای انسان در تلفیق واژه با صداهای موسیقایی ، در بسیاری  از فرهنگ ها،شعر و آواز جذایی ناپذیر بودند.آواز می تواند واژه ها را به یاد ماندنی تر کند و تاثیر حسی آن را اعتلا بخشد.

خوب آواز خواندن به دلایلی گوناگون دشوار است.در آواز،در قیاس با گفتار،گستره پهناورتری از زیر و بم و حجم صوتی را به کار می گیریم و حروف صدا دار را کشیده تر ادا می کنیم.لازمه آواز خواندن ،داشتن نفس بیشتر ومهارت کامل تر بر آن است.هوایی که از ریه خارج می شود توسط ماهیچه های بطنی زیرین و پرده دیافراگم مهار می شود.هوا تارهای صوتی را به نوسان در می آورد و ریه ها ، گلو ، دهان و بینی،همگی برای ایجاد صدایی مطلوب به کار گرفته می شود.زیر و بم صدای آوازخوان بسته به میزان کشیدگی تارهای صوتی تغییر می کند و هرچه این تارها کشیده تر باشد،صدا زیر تر می شود.وسعت صدای آواز خوان بسته به ویژگی های فیزیکی و میزان تعلیم دیدگی او است.تارهای صوتی مردان طویل تر و ضخیم تر از تارهای صوتی زنان است و همین تفاوت ، محدوده صوتی بم تری را برای آنها سبب می شود.

شیوه های اواز خوانی به سبب تفاوت ذوق و پسند اقوام گوناگون ، از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است.برای نمونه ، آواز آسیایی تو دماغی تر از آواز غربی است.آواز خوانان کلاسیک غرب با قامتی افراشته آواز می خوانند.آواز خوانان در افریقای باختری ایستاده به جلو خم می شوند و در هند بر زمین می نشینند.به واقع،در غرب نیز تفاوت هایی در سبک اجرای آواز دیده می شود.آواز کلاسیک ، مردم پسند ( پاپ ) ،عامیانه ( کانتری ) ، جاز و راک هر یک به شیوه متفاوتی اجرا می شود.برای نمونه،آواز خوانان کلاسیک به طور معمول بر میکروفون خم نشده و بر آن تکیه نمی کنند اما آواز خوانان راک چنین می کنند ، چرا که مقصود موسیقی راک تا اندازه ای از راه تقویت صدا تامین می شود.

موسیقی در فرهنگ غرب تا اواخر سده هفدهم به طور عمده آوازی بوده است. در پایان سده هفدهم ، موسیقی سازی،از نظر جایگاه و اهمیت به رقابت با موسیقی آوازی برخاست.آهنگ سازان از آن پس همچنان به خلق آثار آوازی با یا بدون همراهی ساز ادامه داده اند.

 

 موسیقی در فرون وسطا :

 

 

        

 

یک هزاره از تاریخ اروپا به عنوان قرون وسطا شناخته می شود.این دوران که از حدود سال 450 میلادی با فروپاشی امپراطوری روم آغاز شد،نظاره گر عصر مهاجرت ، اشوب و جنگ بود.با این همه ، اواخر قرون وسطا ( تا حدود 1450 ) دوران رشد فرهنگی بود.دورانی که در آن کلیسا ها و صومعه هایی به سبک "Romanesque" و نیز کلیساهای جامع گوتیک ( 1450 - 1150 ) بنا شد.در آن دوره تمام اقشار جامعه ،نفوذ قدرتمند کلیسای کاتولیک رم راحس می کردند.راهبان در صومعه ها ، آموزش را منحصر به آموزه های مذهبی ساخته و بیشتر مردم بی سواد بودند.

کلیسا همان گونه که نگرش و اندیشه قرون وسطایی را در سیطره داشت ، بر جریان زنده موسیقی نیز حاکم بود.در آن عصر بر جسته ترین موسیقی دانان، کشیش های خدمتگزار کلیسا بودند.خواندن اوازهای نماز در صومعه ها از آیین های مهم به شمار می آمد.پسر بچه ها در مدارس وابسته به کلیسا،تعلیم موسیقی می دیدند.زنان مجاز به آوازخوانی در کلیسا نبودند اما بی تردید در دیرها به اجرای موسیقی می پرداختند.راهبه ها تعلیم آواز می دیدند و برخی از آنان مانند "Hildegard" برای گروه همسرایان خود به آفرینش موسیقی می پرداختند.با این سیطره و حاکمیت کلیسا ، جای شگفتی نیست که طی سده های متمادی از قرون وسطا، فقط موسیقی مذهبی تصنیف شده است.گرچه ساز هایی متنوع برای همراهی موسیقی به کار گرفته می شد،اما بخش عمده موسیقی قرون وسطا آوازی بود.کلیسا با نظر به نقش پیشین سازها در آیین های کفر آلود ( غیر مسیحی ) به استفاده از ساز روی خوش نشان نمی دادند.به هر تقدیر از حدود سال 1100 میلادی به بعد ، سازها به گونه ای فزاینده در کلیسا به کار گرفته شدند.ارگ یکی از بر جسته ترین ساز ها بود.سازی در آغاز زمخت و خشن که شستی های کوبشی آن با مشت نواخته می شد.صدای این ارگ ها چنان قوی بود که تا چند کیلومتری شنیده می شد.ارگ به تدریج به چنان ساز انعطاف پذیری بدل شد که توانایی اجرای موسیقی ظریف و پیچیده پلی فونیک را یافت.در این میان ، کشیش ها از اینکه سازهای پر صر و صدا سبب آشفتگی حواس عبادت کنندگان می شدند گلایه داشتند.

در اواخر قرون وسطا ، مجادله ای مداوم میان آهنگ سازان و مقامات کلیسا بود.آهنگ سازانی که خواستار خلق آثاری استادانه بودند و مقامات روحانی که موسیقی را ملازمی محتاط برای آداب و تشریفات مذهبی می خواستند. 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 0:47  توسط سینا  | 

تاریخ و فرهنگ موسیقی جهان

کتاب "تاریخ و فرهنگ موسیقی جهان" نوشته‌ی حسن زندباف به عنوان یکی از تازه‌ترین آثار تولید شده‌ی مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

به گزارش مهر، "تاریخ و فرهنگ موسیقی جهان" نوشته‌ی حسن زندباف با حیطه‌ی موضوعی موسیقی و تاریخ نقد آن به تازگی از سوی مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری در پانزده بخش با ویراستاری نیوشا صدر تهیه و منتشر شده است.

بخش اول این کتاب با اشاره‌ای کوتاه به تاریخ موسیقی، مقدماتی از تاریخ و فرهنگ موسیقی جهان را برای خواننده ترسیم کرده است، در بخش دوم به خاورِ نزدیک اشاره شده و در بخش سوم نیز نویسنده با مقدمه‌ای از اساس موسیقی غرب به فرهنگ موسیقی یونان، روم و آغاز رشد موسیقی در اروپا پرداخته است.

حسن زندباف، نویسنده‌ی این کتاب در بخش چهارم و پنجم با ذکر جزئیات درباره‌ی موسیقی کلیسایی و غیر کلیسایی و شکل‌گیری موسیقی جدید (رنسانس) و اواخر رنسانس به طور مفصل سخن گفته و در بخش ششم با معرفی اُپرا و انواع آن به معرفی اسکار لاتی آلساندر به عنوان موسیقی‌دان حرفه‌ای اپرا این فصل را به پایان رسانده است.

بخش هفتم کتاب به پیدایش نُت پرداخته و بخش هشتم با بیان مطلبی با عنوان "شکل گرفتن رقص تحت عنوان سوئیت" آغاز شده و در ادامه به اشکال مختلف رقص‌ها اشاره‌ای جامع شده است.

در بخش نهم کتاب اشاره به عصر باروک شده که مرزبندی و شکل متحدی ندارد بلکه دارای ابعاد گوناگونی است. بخش بعد فشرده‌ای از تکامل فرم این دوره را در بر دارد و در بخش یازدهم مبحث کلاسیک آمده که به نقل از نویسنده از دیدگاه امروز با دو مفهوم در گذشته جلوه‌گر شده است.

مؤلف کتاب در بخش دوازدهم به ارکستر و انواع آن، بخش سیزدهم به فیلارمونیک، کرال و کر و بخش چهارم نیز به ارکستر سمفونی و انواع آن، تکامل ویولن و مواردی درباره آن، آرشه و پیدایش آن، ویولا، ویولنسل- چلو، کنتراباس و انواع ساز اعم از بادی چوبی، بادی برنجی و کوبه‌ای به طور کامل به بحث و بررسی پرداخته است.

همچنین بخش پایانی کتاب به شرح موسیقی اواخر قرن بیست و اوایل قرن بیست و یک و انواع آن و نقبی کوتاه به مقوله‌ی هیپ ـ هوپ در ایران داشته است.

این کتاب با بهره‌گیری از کتاب‌های موجود و مرجع موسیقی همچون تاریخ موسیقی کنارز knaurs  و دایره‌المعارف موسیقی- فرهنگ الفبایی ullstein lexicon der musik نوشته شده که در سراسر دانشگاه‌های موسیقی در اروپا تدریس می‌شود به طوری که نویسنده در ابتدای کتاب متذکر شده، مطالب و دروس این کتاب‌ها از طرف مجامع اروپایی مورد تأیید قرار گرفته است.

"تاریخ و فرهنگ موسیقی جهان" در 398 صفحه و شمارگان 2500 نسخه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 0:40  توسط سینا  |